کارها و علایقت در 15-16 ماهگی ات
دُخی جونم
وقتی خیلی کوچکتر از الانت بودی (5-6 ماهه) خاله غزاله میگفت :
حالا ببین موقعی که این بچه زبون باز کرد همه چه حالی میشند غش و ضعف و بعداش هم دوراز جون اورژانس

حالا همینطوره وقتی بابات وارد خونه میشه تا میگی دالام (سلام) همونجا دم در بابات پاهاش سست میشه و به قول اون مجری تلوزیون لبخندی به اندازه عرض شانه
الان هم چندین روزه که ول کن نیستی از صبح تا شب مدام میگی اَ دا له (غزاله)
ماجرا از اینجا شروع شد که توی اتاق خاله غزاله ات بودی و بعد از تلاش فراوان تونستی شیشه عطری را از روی میز آرایش خاله ات برداری و خوب شیشه افتاد و شکست
مامان تورو بغل کرد برد تا خورده شیشه توی پات نره و تو بدون مکث عین دم و بازدم ، همش میگفتی اَداله..اَداله..اَداله
در واقع میخواستی استرست را از بابت ناراحتی غزاله و کار نادرستی که کردی کم کنی
از اون روز اداله ول کن ما نیست..هر جا هم بخواهی از دست ما نجات پیدا کنی به کارهای منع شده برسی میگی لاوله (لاله)
اون شمارش اعداد هم سر جاش هست مخصوصا اگر توی بغلم باشی بخوام برات شیر درست کنم .شروع میکنی به شمردن پیمانه های شیر
در ضمن کار جدیدتون اینه که هر 2 ساعت یکبار جلوی در حمام تحصن میکنی و میگی اَباب

ومهم تر اینکه به سلامتی بنده به 3 عنوان
مامان (با تُن صدای اردک یا جوجه اردک) آله و مااادر از طرف شما مفتخر شده
اون وسیله نگه دارنده ات که بیشتر از 4 ماه قبولش نکردی (کریر) حالا شده صندلی استراحت و محلی برای نواختن ساز دهنی تو
دیروز داشتم نگاهت میکردم وقتی ساز دهنی میزدی .دیدم با اینکه تنفس یک نوزاد تا چند سال اولیه زندگی به صورت شکمی و البته کاملا صحیح انجام میشه ولی برام جالب بود که موقع نفس گیری و زدن ساز و خیلی خوب دم و باز دم میگرفتی و دیگه اینکه عضلات شکمت چه جوری با حرکت تند و بسیار شدیدی تنظیم میشد با زدنت.
وای دیگه همونجا داشتم از خنده ضعف میرفتم ولی نمیخواستم به رویت بیارم
شده بودی مثل این نوازنده های بومی آفریقایی که خیلی با هیجان مینوازند و خودشونو تکنو میدن
راستی پدیده دیگه ای از تو : به شدت از مو بدت میاد مثلا روی تنت باشه یا به پستونکت بچسبه که خوب اکثر بچه ها همینند اما ما کشف کردیم شما از موی غیر طبیعی خیلی خیلی بدت میاد و مامانم هم بعد از کشف این موضوع راه حلی پیدا کرد که شما سر بوفه نری و اون استکان های کمر باریک و خلاصه کلی از بلور جاتی که جهزیه مادر مادر مادر بزرگت بوده را دست نزنی ..چند تا کلیپس تزیینی با مو (یک نوآوری در این سالها) را زده به در بوفه ها تا انشاا آقای قفل ساز بیان و قفلهایی را مناسب با این بوفه ها نصب کنند . چون اون قفل های مخصوص درب کابینت و کمد که در لوازم و سیسمونی ها میفروشند چاره ساز نبود
به نقاشی کردن هم علاقه داری البته نه به اندازه موسیقی و هر وقت فرصت بشه با رنگ انگشتی شروع میکنی به ثبت اثر و کاری دیگه هم که انجان میدی رنگ را بر میداری و میزاری روی مچ دستت و اسم تک تک مارو میگی .
بابا میگه هرکسی رو به رنگی میبینه و رنگشو ثبت میکنه اما سر در نیاوردم چرا روی مچ یا پشت دستت این کارو میکنی
عاشق میوه هستی مخصوصا آلو سیاه -انگور و هندوانه

القصه دُخی جونم این گزیده ای از کارهای شما بود
هر وقت فرصت شد و منهم یادم ماند کارهاتو برات ثبت میکنم تا بدونی کی بودی و کی هستی و چه کسی میخواهی بشی.
نفسمون به نفست بنده .با اینکه بعی وقتها اینقدر ورجه وورجه میکنی و نمیزاری به هیچ کاری برسیم و طبیعتی هست وقتمون را باید برات بزاریم .اما وقتی برای یک ساعت هم پیشمون نباشی دلتنگتیم
خدیا به خاطر نعمتهای زیادی که بهمون دادی شکر .این لحظه های پرازعشق و این لحظه های پر از شادی رو افزونترش کن و سلامتیمون را دو صد چندان و خیلی چیزهای دیگه
آمین


کارها و علایقت در 15-16 ماهگی ات
